بازگشت به نوشته‌ها

اصفهان قبل از صفویان، پایتخت فراموش‌شده‌ سلجوقیان

اصفهان چطور پایتخت سلجوقیان شد

تصویر جلد اصفهان قبل از صفویان، پایتخت فراموش‌شده‌ سلجوقیان
در این نوشته

اصفهان اوایل اسلام

اصفهان از مدت‌ها قبل، به‌عنوان یک شهر مهم سیاسی و نظامی شناخته می‌شد. گفته شده وقتی عمر، خلیفه‌ی دوم، قصد حمله به ایران رو داشت، از هرمزان، سردار ایرانی، مشورت گرفت .  هرمزان گفت: «اگر سرِ ایران اصفهان را بزنید، دو بالش، یعنی فارس و آذربایجان، خودبه‌خود سقوط می‌کنند.» این نشون می‌ده که اصفهان از همون زمان، نقشی کلیدی در ایران داشت.

با فتح اصفهان در سال ۲۳ هجری قمری، این شهر به‌دلیل موقعیت استراتژیک و زمین‌های حاصلخیزش، به یک مرکز اقتصادی پررونق، تبدیل شد و در دوران امویان و عباسیان، یکی از شهرهای مهم مالیاتی بود. منصور عباسی حتی قصد داشت اصفهان رو به‌عنوان پایتخت خلافت انتخاب کنه، اما در نهایت بغداد رو بنا کرد.

با تضعیف خلافت عباسی و ظهور حکومت‌های محلی تو ایران، اصفهان بین چندین قدرت دست‌به‌دست شد. در اوایل قرن چهارم هجری، سپاه مرداویج زیاری، لشکر سامانیان و لشکر آل‌بویه بر سر این شهر جنگیدند و در نهایت، رکن‌الدوله حسن بویه، کنترل اصفهان رو به دست گرفت. آل‌بویه که شیعه‌مذهب بودند، حدود صد سال بر اصفهان حکومت کردند و با وجود تضادهای مذهبی در شهر، با سیاست مدارا، هم آرامش نسبی رو حفظ کردند و هم باعث رشد فرهنگ و دانش شدند.

در همین دوره هستش که، ابوعلی سینا به اصفهان پناه آورد و ۱۴ سال تو این شهر زندگی و تدریس کرد. و کتاب معروف دانشنامه‌ی علایی رو به فارسی و به نام حاکم اون زمان اصفهان، یعنی ابوجعفر دشمن زیار که لقبش علاء الدوله کاکویه بود نوشت. در خیابان ابن سینای اصفهان و کوچۀ پاگلدسته، بنایی وجود داره که گفته می‌شه محل درس دادن ابن سیناست ولی این روزا بد جوری محجور افتاده. سفر پیش که رفته بودیم، با محبت یکی از دوستان تونستیم درش رو بازکنیم و یه نگاهی به داخلش بندازیم. از اون جا ها است که میشه کلی ایده براش داشت و یاد ابن سینا رو زنده نگه داشت.

اصفهان غزنوی

برگردیم به داستان اصفهان،  دوران طلایی اصفهان، خیلی دووم نیاورد. تو اوایل قرن پنجم، مسعود غزنوی به اصفهان حمله کرد و وقتی مردم در برابرش مقاومت کردن، هزاران نفر رو تو مسجد جامع قتل‌عام کرد. این ویرانی‌ها باعث شد شهر دچار قحطی و طاعون بشه و تا مدت‌ها از آشفتگی، بیرون نیاد. در همین اوضاع، سلجوقیان، به رهبری طغرل بیک، از راه رسیدن، و از همون ابتدا، فتح اصفهان یکی از اهداف اصلیشون بود. ورود سلجوقیان به اصفهان، سرآغاز یک دورۀ جدید برای این شهر بود. دورانی که اصفهان دوباره به اوج رسید، اما این بار نه به‌عنوان یک شهر عادی، بلکه به‌عنوان پایتخت بزرگ‌ترین نظام سیاسی زمان خودش.

سلجوقیان، یکی از مهم‌ترین سلسله‌های تاریخ ایران، گروهی از ترکان غز مسلمان بودن که در ابتدا در کناره‌های شرقی دریای خزر و اطراف دریاچه آرال یا خوارزم، زندگی می‌کردن. نام این سلسله، از سلجوق، رهبر یکی از قبایل ترک گرفته شده که هم دورۀ سامانیان بود. سلجوقیان که اول در حاشیه‌ی و در خارج از مناطق تحت نفوذ سامانیان و غزنویان بودن، کم‌کم به مرزهای این حکومت‌ها نزدیک و وارد سرزمین‌های داخلی ایران شدن. نقطۀ عطف این حرکت، جنگ دندانقان در سال ۴۳۱ قمری بود، جایی که سپاه مسعود غزنوی در برابر سلجوقیان شکست خورد. این پیروزی، آغاز حکومت سلجوقیان رو رقم زد. طغرل بیک، بنیان‌گذار سلسله‌ی سلجوقی، بعد از پیروزی بر غزنویان، قلمروش رو  گسترش داد و در سال ۴۴۷ قمری وارد بغداد شد. از این بعد بود که با حمایت خلیفه عباسی، قدرتشون در سراسر ایران و عراق تثبیت شد.

اما دوران اوج سلجوقیان، زمانی رقم خورد که آلب ارسلان و ملکشاه به قدرت رسیدند. در زمان آلب ارسلان، قلمرو سلجوقیان از رود سیحون در شرق تا دریای مدیترانه در غرب گسترش پیداکرد. آلب ارسلان در سال ۴۶۳ قمری در نبرد ملازگرد، امپراتور روم شرقی رو شکست داد و اسیر کرد، که این یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های تاریخ اسلام به شمار میاد.

اولش سلجوقیان، ری رو به‌عنوان مرکزشون انتخاب کردند، اما به اصفهان هم توجه خاصی داشتن. ناصر خسرو قبادیانی شاعر و جهانگرد مشهور ایرانی در همون دوران در بازگشت از مصر به خراسان، به اصفهان می رسه و خوشبختانه به همین دلیل ما توصیفات نسبتا دقیقی از وضعیت اصفهان در این دوره داریم. 

اصفهان و ناصر خسرو

ناصر خسرو در سفرنامه‌اش، سال ۴۴۴ هجری رو سال دیدارش از اصفهان ذکر کرده و می گه اصفهان شهریه وسط یه دشت پهناور، با هوایی عالی و آب‌های زلال و خنک. هر جا که یه چاه ده گز می‌کندن، یعنی حدود عمق ده متر،  آب سرد و خوش‌گوار بیرون می‌اومد. اصفهان یه دیوار خیلی بلند و محکم داشت که برای دفاع از شهر ساخته شده بود. وسط شهر هم یه مسجد جامع خیلی بزرگ و باشکوه بود. می‌گفتن دور تا دور دیوار شهر حدود سه فرسنگ و نیمه. اما چیزی که بیشتر از همه توجهش رو جلب کرد، این بود که کل شهر آباد بود. حتی یه خرابه هم ندیده! شهر، بازارهای زیادی هم داشت، از جمله یه بازار مخصوص صراف‌ها که حدود دویست نفر توش کار می‌کردن! هر محله و بازار یه دروازه‌ی جدا داشت که شب‌ها بسته می‌شد. کاروانسراهای شهر خیلی تمیز و مجهز بودن. یه کوچه معروف به اسم "کوطراز" هم بود که پنجاه کاروانسرا داشت و تو هر کدومشون کلی حجره و مغازه‌ی پررونق بود.  وقتی طغرل بیک اصفهان رو گرفت، به مردمش گفت که تا سه سال از پرداخت مالیات و خراج معافن! یه لطف بزرگ، که باعث شد شهر بیشتر رونق بگیره و مردم نفس راحتی بکشن. کاروانی که  ناصر خسرو همراهشون بود ، حدود ۱۳۰۰ شتر داشت، اما وقتی وارد شهر شد، اصلاً احساس نشد که شهر شلوغ شده یا جا کم آوردن، چون همه‌جا پر از فضای کافی بود و هیچ مشکلی برای اقامت یا پیدا کردن علوفه برای این همه چهارپا نبود.

این نشون می‌ده که اصفهان تو اون دوره، یه شهر بزرگ و پیشرفته بوده، سیاست‌های مالی سلجوقیان هم به نفع مردم تموم شد و باعث رونق بیشتر شهر شده بود.

اصفهان و طغرول بیک

سفر ناصرخسرو به اصفهان، دو سال بعد از حملۀ طغرل بیک به این شهر، و تصرفش به دست سلجوقیان، اتفاق افتاد.  در زمان حملۀ طغرل بیک، ابومنصور فرامرز بن علاءالدوله، فرمانروای آل کاکویه، حاکم شهر بود. سپاه سلجوقی چندین روز در اطراف شهر اردو زد و مسیرهای ورود و خروج رو مسدود کرد. در نهایت، طغرل با حمله‌ای گسترده، شهر رو محاصره کرد. اصفهان، که دارای استحکامات قوی بود، اول مقاومت کرد، اما بعد از چندین روز جنگ و محاصره، مردم شهر از گرسنگی و نبود امکانات ضعیف شدند. فرامرز بن علاءالدوله که چاره‌ای جز تسلیم نداشت، شهر رو به طغرل واگذار کرد و به یزد فرارکرد. در نتیجه اصفهان به دست سلجوقیان افتاد و این شهر به یکی از مهم‌ترین مراکز حکومتی، فرهنگی و اقتصادی ایران تبدیل شد. اما اوج شکوه اصفهان در دوران ملکشاه سلجوقی و وزیرش خواجه نظام‌الملک اتفاق افتاد، زمانی که این شهر به پایتخت رسمی سلجوقیان، تبدیل شد. وقتی سلجوقیان قدرت گرفتند، می‌تونستند شهرهایی مثل بغداد، نیشابور یا ری رو به عنوان پایتخت انتخاب کنند، اما در نهایت اصفهان برگزیده شد. حالا بیایم ببینیم چرا سلجوقیان اصفهان رو به عنوان تخت‌گاهشون انتخاب کردن؟.

دلایل پایتختی اصفهان

اولین دلیل انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت، موقعیت جغرافیایی مناسب اصفهان بود. اصفهان در مرکز ایران قرار داشت و برای کنترل کل قلمرو سلجوقیان مکان ایده‌آلی بود. این شهر از حملات ناگهانی دشمنان در امان بود، برخلاف نیشابور که نزدیک مرزهای شرقی بود و بارها مورد حمله قرار گرفته بود.

ازطرف دیگه آب و هوای خوبی داشت و با وجود زاینده‌رود که یکی از مهم‌ترین منابع آبی اصفهان بود کشاورزی همیشه تو این شهر رونق داشت. زمین‌های حاصلخیز اطراف شهر، تأمین غذا و محصولات کشاورزی رو، برای ساکنان، راحت‌تر می‌کرد.

اصفهان در دوران آل‌بویه هم یکی از شهرهای مهم ایران بود و ساختار شهریش آمادۀ گسترش بود. این شهر دارای بازارهای پررونق، کارگاه‌های صنعتی و مسیرهای تجاری مهم بود. با ورود سلجوقیان و به دلیل نظام مالیاتی هوشمندانه‌اشون‌، تجار، علما و صنعتگران بیشتری به شهر اومدن و اصفهان شکوفا شد. سیستم مالیاتی به شکلی تنظیم شده بود که بخشی از درآمدهای مالیاتی برای ساختن بازارها، کاروانسراها و بناهای عمومی خرج بشه و خود این موضوع به رونق اقتصادی شهر خیلی کمک کرد. اصفهان در مسیر جاده‌ی ابریشم و راه‌های تجاری مهم شرق به غرب بود و کاروان‌های تجاری از چین، هند، آسیای مرکزی، میانرودان و حتی اروپا به این شهر رفت‌وآمد داشتند. بازارهای اصفهان در این دوره به اوج رسید و کالاهای ارزشمندی مثل ابریشم، ادویه، فلزات قیمتی و پارچه‌های نفیس تو بازارهای اصفهان معامله می‌شد. درنتیجه ساختارهای شهری، مساجد، بازارها و کاروانسراها گسترش پیدا کردن و اصفهان به مرکز فرهنگی و علمی سلسله ی سلجوقی تبدیل شد.

البته در ایجاد چنین رونق و شکوهی علاوه بر علاقۀ شاهان سلجوقی نباید از تاثیر و نقش وزرای ایرانی تبار این سلسله به خصوص خواجه نظام الملک طوسی غافل بود. در واقع اصفهان به پیشنهاد خواجه نظام الملک به پایتختی سلجوقیان انتخاب شد.

خواجه نظام الملک

خواجه نظام‌الملک معمولا توی تاریخ ما با چند تا شاخص مهم به یاد آورده می شه، اول سیاست نامه، دوم مدارس نظامیه و سوم تعصبات مذهبی. بد نیست اینجا یه خلاصه ای از زندگیش رو بگم. تو سال ۴۰۸ هجری قمری در شهر  طوس به دنیا اومد. یعنی درست همون زمانی که فردوسی داشت آخرین سال‌های عمرش رو می گذروند. خانواده‌اش دیوانی بودن و به همین دلیل از همون دوران جوانی، با مسائل اداری و حکومتی آشنا شد. استعداد فوق‌العاده‌اش در مدیریت باعث شد که به‌تدریج در دیوان سامانیان و بعد غزنویان رشد کنه، اما دوران اوج قدرتش زمانی آغاز شد که به خدمت آلب ارسلان سلجوقی، دومین پادشاه سلسله ی سلجوقی دراومد. 

وقتی آلب ارسلان که برادرزاده ی طغرل بیک بود، در سال ۴۵۵ هجری قمری به سلطنت رسید، نظام‌الملک رو به مقام وزارت منصوب کرد چون در به قدرت رسیدنش و چیرگیش بر رقبای سلطنت خیلی بهش کمک کرده بود. نظام‌الملک در این جایگاه، نه فقط سیستم اداری سلجوقیان رو سازماندهی کرد، بلکه پایه‌های حکومتیشون رو هم مستحکم کرد. بعد از مرگ آلب ارسلان، خواجه نظام الملک در کنار پسرش، ملکشاه سلجوقی باقی موند و نقش اصلی رو در سیاست‌های داخلی و خارجی این سلسله ایفا کرد. نفوذ این وزیر نامدار، اون قدر زیاد بود که بسیاری از تصمیمات حکومتی رو، عملا خواجه نظام میگرفت.

یکی از مهم‌ترین اقدامات خواجه، تأسیس مدارس نظامیه بود. این مدارس که تو شهرهایی مثل بغداد، نیشابور، بلخ، اصفهان و هرات ساخته شدن، خیلی زود تبدیل شدن به مراکزی برای آموزش علوم دینی، فلسفه و مدیریت و بسیاری از متفکران بزرگ، ازجمله امام محمد غزالی تو این نظامیه ها تدریس کردند. نظام‌الملک همچنین کتاب سیاست‌نامه رو نوشت، که در این کتاب اصول حکومت‌داری و اداره‌ی کشور رو بر اساس تجربه‌های خودش شرح داده. در واقع خواجه نظام میخواست به پادشاهان سلجوقی یاد بده که در ایران چطور میشه حکومت کرد چون میدونست که سلجوقیا تا همین دو سه نسل قبل عملا گوسفند چرون بودن و کاری با شهر نشینی و حکومت و دیوان سالاری نداشتن. تو سیاست نامه، خواجه نظام، کلی مثال از حکومت های قبلی ایرانی مثل ساسانیان، سامانیان و غزنوی ها میاره. و یه جزئیاتی رو شرح میده که برای ما امروز خیلی مهمه، مثلا، در اون زمان چطور مسافرت میکردن، چطور مالیات میگرفتن یا چطور شاه بار عام یا خاص میداده.

ملک شاه سلجوقی

ملکشاه قدرتمندترین پادشاه سلجوقیان بود. در زمان این پادشاه، قلمرو حکومت سلجوقی از چین تا دریای مدیترانه و از شمال دریاچه خوارزم تا یمن گسترده بود. در تمام این سرزمین‌ها، به نام ملکشاه خطبه می‌خوندن و حتی امپراتور روم شرقی و فرمانروایان گرجستان و آبخاز بهش خراج می‌دادن .

ملکشاه خزانه‌اش رو به اصفهان منتقل کرد و برای آبادانی این شهر تلاش زیادی کرد. ثروت و غنایمی که از کناره‌ی جیحون تا انطاکیه به اصفهان سرازیر شد،  باعث رونق و شکوه بیشتر شهر شد. در این دوره، سلاطین سلجوقی، خواجه نظام‌الملک و بزرگان حکومت، بناهای زیادی در اصفهان ساختند و این شهر رو به یکی از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای جهان تبدیل کردند. معماری سلجوقی، نقطه‌ی عطفی در تاریخ معماری ایرانه که با نوآوری‌هایی مثل پلان چهارایوانی، گنبدهای دوپوسته، مناره‌های بلند، تزیینات آجری و کاشی‌کاری‌های اولیه، تأثیر بزرگی بر معماری دوره‌های بعدی، از ایلخانیان تا صفویان گذاشت. 

زبان فارسی

یکی دیگه از تاثیرات مهم سلجوقیان در تاریخ ایران که به نظر می رسه از دستاوردهای مهم خواجه نظام الملک هم باشه، گسترش زبان فارسی در همه ی متصرفات سلجوقیان بود. در دوران حکومت سلجوقیان، زبان فارسی به‌عنوان زبان رسمی و درباری شناخته شد و در حوزه‌های مختلف علمی، ادبی و دیوانی به‌کار می‌رفت. با وجود اینکه سلاطین سلجوقی تُرک‌زبان بودن، در ترویج و گسترش فرهنگ و تمدن ایرانی و همچنین تشویق شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان نقش مهمی داشتند. حتی بعضی از سلاطین این دوره، مثل سلطان ملکشاه و طغرل سوم، به زبان فارسی شعر می گفتن.  تو این دوره، زبان فارسی به‌عنوان زبان آموزشی در بعضی مدارس تدریس می‌شد و در اسناد و مدارک رسمی و در متون دینی و حقوقی مورد استفاده قرار می‌گرفت. می شه گفت که در دوره سلجوقیان، زبان فارسی به استقلال فرهنگی قابل توجهی دست یافت و از زیر سایۀ زبان عربی خارج شد.

با این حال و اوضاع، خواجه نظام‌الملک  با تاسیس مدارس نظامیه تو شهرهایی مثل: بغداد، نیشابور و اصفهان، تونست خدمت بزرگی به زبان فارسی بکنه. در این مدارس، علاوه بر علوم دینی و فقهی، ادبیات فارسی هم تدریس می‌شد.

بسیاری از دیوانیان و دانشمندان که در این مدارس آموزش دیده بودند، بعدها در ادارات دولتی آناتولی مشغول به کار شدند و زبان فارسی رو با خودشون به اون مناطق بردند. در واقع به مدت بیش از پنج قرن زبان رسمی و فرهنگی آناتولی فارسی بود،  و این نفوذ از زمان سلجوقیان بزرگ آغاز شد و تا دوران سلجوقیان روم و عثمانی هم ادامه پیدا کرد. 

تقویم جلالی

یکی از جالب ترین اتفاقاتی که در دوران پایتختی اصفهان در زمان سلجوقی در این شهر افتاد، تدوین تقویم جلالی بود که ما بیشتر اون رو کار خیام، ریاضیدان بزرگ ایرانی می دونیم اما واقعا این کار یه کار گروهی بوده، که در بستر توسعه علوم در اصفهان شکل گرفت. بعد از روی کار آمدن ملکشاه، تصمیم گرفته شد که یه رصدخانه‌ی بزرگ در اصفهان تأسیس بشه و گروهی از بزرگ‌ترین دانشمندان، دورهم جمع بشن تا در زمینه‌ی ریاضیات، نجوم و اصلاح تقویم، پژوهش کنند. خیام یکی از مهم‌ترین اعضای این گروه بود.

خیام به مدت 18 سال در اصفهان زندگی کرد و در این مدت علاوه بر طراحی تقویم جلالی که یکی از دقیق‌ترین تقویم‌های جهان محسوب می شه و بعدها مبنای تقویم هجری شمسی قرار گرفت، پژوهش‌های زیادی درزمینه ی ریاضی و نجوم انجام داد.

مذهب در اصفهان

سرنوشت خواجه نظام الملک با وجود قدرت بی نظیری که در تمام طول عمرش داشت، پایان تلخی پیدا کرد، چون دشمنان زیادی برای خودش دست و پا کرده بود و این موضوع بیشتر به گرایش مذهبی اش مربوط بود. 

آل‌بویه به عنوان اولین حکومت مستقل شیعی در ایران، با حمایت از فقها، مراکز علمی و اماکن مقدس، نقش بزرگی در گسترش و تثبیت مذهب شیعه در ایران و عراق ایفا کرده بود. با روی کار اومدن طغرل بیک، اولین سلطان سلجوقی، این حکومت از همون ابتدا روی گسست مذهبی بین آل بویه و خلیفه عباسی سوار شد، و طرف مذهب سنی که مورد حمایت خلیفه بود رو گرفت. 

در دوران ملکشاه سلجوقی و به‌خصوص با تدابیر خواجه نظام‌الملک طوسی، سیاست‌های مذهبی رسمی با تعصبات بیشتر بر ضد شیعیان همراه شد. نظام‌الملک مدارس نظامیه رو تأسیس کرد، تا آموزه‌های مذهب شافعی و عقاید اشعری رو گسترش بده و در برابر نفوذ مذاهب دیگه مقاومت کنه. البته بین پیروان مذاهب سنی، حنفی و شافعی هم در اصفهان رقابت‌ها و کشمکش‌های زیادی وجود داشت، که کار گاهی به زد و خورد و خونریزی می‌کشید. برای مثال جنگ و جدال بین دو خاندان مهم آل صاعد حنفی مذهب که تو محله ی دردشت در غرب مسجد جامع و آل خجند شافعی مذهب که در محله جویباره و میدان میر در شرق مسجد جامع سکونت داشتن، درطی قرن‌ها، فضای اصفهان رو آشفته می‌کرد.  تا جایی که کمال الدین اصفهانی شاعر مطرح عصر سلجوقی که از این دعواها و درگیریها خسته شده بود این طور شکایتش رو از وضعیت شهر بیان می کنه:

تادر دشت هست و جو باره/ نیست از کوشش و کشش چاره

ای خداوند هفت سیّاره/ پادشاهی فرست خونخواره

تا در دشت را چو دشت کند/ جوی خون راند او ز جو باره

عدد هر دوشان بیفزاید /هر یکی را کند بصد پاره

این کمال الدین اصفهانی که الان مقبرش در گوشه یه پارکی تو محله جوباره هستش پسر جمال الدین عبد الرزاق اصفهانیه که یه خیابون مهم تو اصفهان به اسمشه. اصفهانیا خیابون عبدالرزاق رو خوب میشناسن.

****

بگذریم. داشتیم درباره ی سختگیری به شیعیان صحبت میکردیم.  یکی از بیشترین مقاومت ها در برابر سیاست دینی سلجوقیان و به خصوص خواجه نظام الملک، از طرف اسماعیلیان نزاری بود. پیروان این مذهب به رهبری حسن صباح، سیاستی تهاجمی و ضدسلجوقی در پیش گرفتند و با در اختیار گرفتن قلعه‌هایی در مناطق مختلف ایران ، به‌خصوص در الموت، قهستان و طبس، با حکومت سلجوقی مقابله کردن.

سلجوقیان هم برای سرکوب این جنبش تلاش کردن بارها به قلعه‌های اسماعیلیان حمله کنن. اما مهم‌ترین روش تقابل اسماعیلیه توسل به ترور بود. فداییان اسماعیلی بارها مقام‌های بلندپایه سلجوقی، رو ترور کردن و این سرنوشت تلخی بود که سر خواجه نظام الملک هم اومد.

البته دربارۀگروهی که مسئولیت قتل خواجه نظام الملک رو داشتن اختلاف نظر هم وجود داره.بعضی‌ها هم می گن کار ترکان خاتون همسر ملکشاه بود که نگران جانشینی فرزندش محمود بود و می دونست خواجه با این موضوع مخالفه. بعضی هم این قتل رو دستور مستقیم ملکشاه سلجوقی می دونن که می خواست  قدرت موازی وزیرش رو از بین ببره.

البته فقدان این مرد هیچ منفعتی برای سلجوقیان نداشت و بر عکس باعث شد، اسماعیلیان قدرت بیشتری پیدا کنن. چون یک ماه بعد از مرگ خواجه نظام الملک، ملکشاه سلجوقی هم در سفر به بغداد و دیدار از خلیفه مرد، و با مرگ ملکشاه، اصفهان رونق و شکوفایى خودش رو به تدریج از دست داد. چون محلی شد برای کشمکش‌های جانشینان ملکشاه و این جانشینان خیلی زود دستاوردهای این پادشاه بزرگ رو از بین بردن. 

مقبره خواجه نظام الملک

جالبه که امروز مقبره خواجه نظام و ملکشاه و ترکان خاتون و احتمالا آلب ارسلان همگی در یک جا و در محله احمد آباد و در جایی به نام دارالبطیخ قرار داره. ظاهرا در قدیم فضای بسیار مجلل و بزرگی بوده پر از درختان چنار قدیمی که امروز فقط کوچه ای به نام پا چنار میراث باقی مانده از آن همه چناره و آخرین چنار کهنسالش، در دهه 60 خشک شد و افتاد و الان این تنه خشکیده در کاخ موزه چهل ستون گذاشته شده. 

از آثار دوران سلجوقی در شهر اصفهان امروزی  بجز نامهای آشنا، میشه از خود مسجد جامع و چندین مناره بلند مثل منار علی، منار ساربان و منار چهل دخترون و منار دار الضیف و البته خود مقبره خواجه نظام و مدرسه ابن سینا نام برد. ولی بجز این مکان ها، یه جای جالب دیگه هم هست!.

الراشد بالله

نزدیکای پل شهرستان که پایه هاش مربوط به دوران ساسانیه، و تپه اشرف یا کهندژ سارویه تو ساحل شمالی زاینده رود که از قدیمی ترین آثار باقی مونده اصفهانه، یه بنای گنبد دار کوچکه که آرامگاه الراشد و بالله سی امین خلیفه عباسیه.

این آرامگاه که به امامزاده ابراهیم و حسین هم معروفه، تو دلش کلی داستان داره. الراشد بالله پسر المسترشد بالله بود، در زمانی که سلاطین سلجوقی خلفای عباسی رو مثل موم تو دستشون داشتن. المسترشد برای سلجوقی ها شاخ شد پس کشتنش، الراشد وبالله هم بعد از این که باهاش بیعت کردن و خلیفه شد، بعد از یه سال راه پدرش رو رفت و خواست برای سلجوقی ها شاخ و شونه بکشه. این مقابله همان و محاصره بغداد همان. الراشد و بالله چاره ای براش نموند جز اینکه فرار کنه و یه مدتی تو موصل بود و در نهایت دو سال بعد از این فرار، تو دروازه اصفهان توسط فدائیان اسماعیلی نزاری با زخم چاقو کشته شد.

پایان

خوب داستان اصفهان سلجوقی رو همین جا ببندیم که زیاد طولانی نشه. امیدوارم این بار که به اصفهان سفر کردید، این بخش اصفهان رو هم ببینید که گرچه به رنگ و لعاب اصفهان صفوی نیست ولی قدمت به مراتب بیشتری داره. اگه از این برنامه خوشتون اومد کانال چاپارکست رو سابسکرایب کنید و با نوشتن نظراتتون تو بخش کامنت‌ها، ما رو راهنمایی کنید.

 

مرور چاپارکست

جست‌وجو در چاپارکست

در عنوان یا توضیحات فصل‌ها، قسمت‌ها و نوشته‌ها جست‌وجو کنید.

عبارتی بین ۲ تا ۸۰ نویسه و شامل دست‌کم یک حرف یا عدد وارد کنید.

برای جست‌وجو در مجموعه عمومی چاپارکست شروع به نوشتن کنید.

در حال جست‌وجو...