انعکاس سفرنامه ابن فضلان در دنیای ادب و هنر

سفر پر ماجرای ابن فضلان و ردپای آن در آفرینش های هنری

صقلاب‌ها مسلمان می‌شوند

می‌خوایم بریم به اول قرن چهارم، یعنی درست سال ۳۰۰ شمسی. در این زمان در بالای دریای خزر یک قومی زندگی می کرد به نام صقلاب‌ها یا اسلاوهای بلغار. این‌ها یک شاهی داشتند به نام آلموش پسر یلتوار.

آلموش خان چون از طرف همسایگانش مورد تهاجم قرار می‌گرفت، تصمیم گرفت مسلمون بشه و از خلیفۀ عباسی برای دفع حمله دشمناش کمک بگیره. این همسایگان یا دشمنان، خزرهای یهودی و قبایل ترک و روس بدوی بودند. پس  پیکی به بغداد فرستاد و از خلیفه درخواست کرد که یک عالم دینی براش بفرستند تا آداب مسلمانی رو یادشون بده. همین‌طور مقداری پول درخوست کرد تا بتونه خودش رو در مقابل دشمنانش تجهیز کنه. 

بعد از مدتی پیک آلموش خان رسید به بغداد و خلیفه تصمیم گرفت برای مسلمان شدن به صقلاب‌ها کمک کنه. 

در بغداد ملایی بود به نام ابن فضلان. این ملا در دستگاه المقتدر بالله، خلیفۀ وقت عباسی، جایگاه و اعتباری داشت. به همین دلیل المقتدر به او ماموریت داد تا به سرزمین آلموش خان بره. 

سفر ابن فضلان به چه ترتیبی انجام شد؟

سفر ابن فضلان به همراه کاروان‌هایی که در مسیرهای راه ابریشم سفر می‌کردن، انجام شد.

برای این سفر ابن فضلان اول با گروه کوچک همراهانش از مسیر سرپل ذهاب، کرمانشاه، ری، نیشابور و مرو خودش رو به بخارا رسوند. در بخارا  بعد از گرفتن مجوز‌های لازم از شاه سامانی، به خوارزم رفت. در خوارزم  سه ماه منتظر موند تا زمستان تموم بشه، چون همه جا یخبندان بود و سفر عملاً غیر ممکن شده بود.

سفرنامهٔ ابن فضلان و معجم‌البلدان

این سفرنامه بعد از خودش در پدید آمدن آثار ادبی و هنری مختلف تاثیر داشته. 

یکی از اولین آثار ، کتاب بسیار مهم و معروف معجم البلدان نوشتهٔ یاقوت حموی است. یاقوت برده‌ای بود درس خوانده که از راه رونویسی کتاب زندگی می‌کرد. از همین طریق هم برای اولین بار با سفرنامهٔ ابن فضلان آشنا شد. 

یاقوت در اواخر قرن ششم شمسی، در مرو کتاب سفرنامهٔ ابن فضلان رو دید و بعدها در کتاب معجم‌البلدان که یک دانشنامهٖ جغرافیاییه، ازش به عنوان منبع استفاده کرد. به عنوان مثال اطلاعاتی که در مورد سرزمین‌های شمال دریای خزر داده از این سفرنامه است. 

سیزدهمین سلحشور

فیلم پارک ژوارسیک رو دیدید؟

داستان فیلم از روی رمانی به همین نام نوشته شده بود که نویسنده‌اش یک مرد خوش‌تیپ آمریکایی، به نام مایکل کرایتون بود.

 آقای مایکل کرایتون قبل از پارک ژوراسیک در سال ۱۹۷۶، رمان دیگری به نام مرده‌خواران می‌نویسه. این کتاب در واقع یک رمان بر اساس سفر ابن‌ فضلان بود ولی با کلی دخل و تصرف.

بعدها در سال ۱۹۹۹ جان مکتایرنان کارگردان آمریکایی از روی این رمان فیلمی ساخت به نام سیزدهمین سلحشور. 

داستان فیلم این طوره که مردی به اسم ابن فضلان که در بغداد زندگی می‌کرد، عاشق کنیز فرد متنفذی می‌شه. این مرد برای این که از شر ابن فضلان خلاص بشه به خلیفه شکایت می‌کنه و باعث می‌شه ابن فضلان به سرزمین‌های شمالی تبعید بشه. سفر تبعید شروع می‌شه. سر راه مورد تهاجم گروهی راهزن قرار می‌گیرن و بعد از  تعقیب و گریز زیاد به ساحل یه رودخانه‌ای می‌رسن. با کمال تعجب ابن فضلان می‌بینه راهزنان دست از تعقیب برداشتن، ولی هم زمان یه کشتی در رودخانه دیده می‌شه. کشتی وایکینگ‌ها.

ابن فضلان پیش وایکینک‌ها می‌ره که تازه کشتی‌اشون پهلو گرفته بود و داشتند مراسم تشییع جنازه رئیس درگذشته‌اشون رو انجام می‌دادن. 

ابن فضلان می‌بینه، اول کشتی رو به ساحل حمل می‌کنن و در ساحل دور کشتی رو پر از الوار می‌کنن. در همین حین جسد رو روی کشتی می‌نشونن و گرداگردش رو از خوراکی و شراب پر می‌کنن. همین طور دختر جوانی رو که در زمان حیات شاه کنیزش بود، مست سوار کشتی می‌کنن و بعد همه این مجموعه یک جا سوزونده می‌شه. صحنه بسیار وحشتناکیه اما به نظر می‌رسه ابن فضلان آدم شجاعی بوده، چون بعد از این ماجرا از طرف وایکینگ‌ها انتخاب می‌شه  تا برای رفع بلایی که دامن سرزمین‌های شمالی رو گرفته به همراه دوازده وایکینگ سلحشور دیگه به اونجا بره. یعنی می‌شه سیزدهمین سلحشور. ادامهٔ ماجرا اگر چه خیلی هیجان انگیزه ولی ربط چندانی به سفرنامهٔ ابن فضلان نداره. 

سفرنامه ابن فضلان و هنر نقاشی

داستان ابن فضلان بر آثار تجسمی هم تاثیر زیادی گذاشته. مثلا «هنریک سیمیرادزکی» نقاش مشهور روس در سال ۱۸۸۳ تابلویی کشید به نام تشییع جنازه رئیس روس. این تابلو هم از همون روایت مرده سوزانی که ابن فضلان در سفرنامه‌اش روایت کرده تأثیر پذیرفته. در این تابلو هم همون شاه مرده رو می‌بینیم که چند روز از مرگش گذشته و در واقع جنازه‌ای درحال متلاشی شدنه. در این تابلو جادوگری که مسئولیت مراسم تشییع رو بر عهده داره و در سفرنامه به او اشاره شده دیده می شه و همچنین دخترکی که باید برای اربابش قربانی بشه و به همین دلیل همراه جنازه سوزانده می‌شه. این رسم قربانی و مرده سوزان یکی از ماجراهای عجیب و غریبیه که ابن فضلان از سفرش به سرزمین روس ها حکایت می‌کنه.